تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به این لحظه می باشد

دسته ها :‌ ادبیات , هنر و ادبیات

حکایات گلستان سعدی (بخش چهارم)

پادشاهى پسري را به اديبي داد و گفت: اين فرزند توست، تربيتش همچنان كن كه يكي از فرزندان خويش. اديب خدمت كرد و متقبل شد و سالي چند بر او اثر كرد و به جايي نرسيد و پسران اديب در فضل و بلاغت منتهي شدند. ملك دانشمند را مواخذت كرد و معاتبت فرمود كه وعده خلاف كردي و وفا بجا نياوردي. گفت: بر راي خداوند روي زمين پوشيده نماند كه تربيت يكسان است و طباع مختلف.

گرچه سيم و زر سنگ آيد همى
در همه سنگى نباشد رز و سيم
بر همه علم همى تابد سهيل
جايى انبان مى كند جايى اديم

در ادامه بخوانید:

حکایات گلستان سعدی (بخش سوم)

حکایات گلستان سعدی ( بخش دوم )

حکایات گلستان سعدی ( بخش اول )

0 دیدگاه 320 بازدید 1
آیا شما هم به نویسندگی علاقه دارید؟

دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاهی ثبت نشده است.