تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به این لحظه می باشد

دسته ها :‌ ادبیات , هنر و ادبیات

زال و رودابه – قسمت چهارم

او با دانایان و ستاره‌شناسان در مورد این پیوند صحبت می‌کند و نظر آنان را می‌خواهد. ستاره‌شناسان پس از چند روز بررسی طالع و ستاره‌ی زال و رودابه، با شادی مژده می‌دهند که «این پیوند فرخنده و مبارک است و از آن دو فرزندی به‌دنیا می‌آید که پهلوانی دلاور و نابودکننده‌ی دشمنان ایران زمین است.» سام شادمان می‌شود و به‌زال پیغام می‌دهد که: «اگرچه انتظار چنین تقاضایی از تو نداشتم اما وقتی به‌نزد پادشاه بروم از او می‌خواهم که به این پیوند رضایت دهد.»

در بین زال و رودابه زنی واسطه است که پیغام می‌برد و می‌آورد. هنگامی که نامه‌ی سام مبنی بر موافقت با این پیوند می‌رسد، زال این پیام را به رودابه می‌رساند و رودابه از شادمانی، انگشتر و جامه‌ای به‌ زنی که این مژده را آورده هدیه می‌دهد. هنگام برگشتن سیندخت مادر رودابه به زن بدگمان می‌شود و با زور و تهدید درمی‌یابد که او واسطه‌ای بین رودابه و مردی بیگانه است. سیندخت خشمگین می‌شود و رودابه را سرزنش می‌کند: «که تو از خاندان بزرگی هستی و ننگ‌آور است که پنهانی برای غریبه‌ای پیام بفرستی. این مرد کیست که دل به او داده‌ای؟»

رودابه با شرمساری می‌گوید: «من عاشق زال پسر سام هستم و با هم پیمان بسته‌ایم جز به همسری یکدیگر درنیاییم. اما پا از حریم دین و آیین بیرون نگذاشته‌ایم. این زن مژده آورد که سام از دل‌بستگی ما آگاه شده و به این وصلت رضایت داده است.»

0 دیدگاه 170 بازدید 1
آیا شما هم به نویسندگی علاقه دارید؟

دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاهی ثبت نشده است.