تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به این لحظه می باشد

دسته ها :‌ دلنوشته , شعر , هنر و ادبیات

مّرا با پاییز امتحان مکن

مرا،
با پاييز امتحان نكن
نمي‌توانم عاشقت نباشم
نمي‌توانم وقتي در هجوم باد راه مي‌روم
دلم تو را نخواهد
كه وقتي روي برگ‌ها لي لي مي‌كنم
دلم نخواهد 
تو بايستي
دستت را به سينه بزني
و با آن لبخندهاي طلايي‌ات
دلم را بيشتر بريزي
امتحان نكن مرا،
من دلم مي‌خواهد
با صداي جادويي‌ات
در گوش‌هايم
كاش چون پاييز بودم فروغ را بخواني
و بگذاري
آن قدر به چشم‌هايت خيره شوم
تا نگاهم باراني شود
عالي‌جناب،
من هنوز،
به اندازه تمام پاييزهاي عمرم
نگاهت نكرده‌ام
و هنوز به دلم مانده
سرم را روي سينه‌ات بگذارم
و هاي هاي 
بخاطر دلتنگي‌هاي اين ماه‌ها 
گريه كنم
من هنوز،
به اندازه تمامِ
مهرها
و آبان‌ها
و آذرها
تو را بو نكرده‌ام…
و دلم هنوز
در بند همان پاييزي‌ست
كه سادگي چشم‌هايت
وفادارش كرد …
نكش مرا،
مرا با پاييز
امتحان نكن…

0 دیدگاه 187 بازدید 1
آیا شما هم به نویسندگی علاقه دارید؟

دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاهی ثبت نشده است.