تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به این لحظه می باشد

دسته ها :‌ تکنولوژی , گجت

پوچی فناورانه

پنج سال است می‌خواهم یک لپتاپ جدید بخرم؛ چطور است محمد زرین صدف‌ که طی این سال‌ها به خیلی‌ها پیشنهاد گوشی و تبلت و لپتاب داده،  نتوانسته برای خودش یک لپ‌تاپ انتخاب کند؟ خودخفن‌پنداری مرا ببخشید، اما فکر می‌کنم چیزی که می‌خواهم هنوز ساخته نشده! اگر شما هم در این تودرتوهای انتخاب از نوع فناورانه گیر کرده‌اید، حتما در ادامه‌ی این نوشته‌ با من همراه شوید.

همیشه در انتخاب سخت‌گیر بوده‌ام. وسواس فکری یا غرق‌شدن در عدم قطعیت، علتش را نمی‌دانم؛ به‌واسطه‌ی حرفه‌ام، چند سالی‌ست که به دنبال یک لپتاپ جمع‌وجور هستم. دستگاهی که سبک باشد و از عهده‌ی دو وظیفه، به‌بهترین شکل، بربیاید:

۱) اینترنت‌گردی

۲) تهیه و ویرایش اسناد.

برای این دو وظیفه دو ابزار لازم است: الف) مرورگر ب) ویرایشگر متن و تصویر.

این دو ابزار را تقریبا در هر دستگاهی می‌توان پیدا کرد: از گوشی ۵۰۰ هزار تومانی تا تبلت ۴ میلیونی و لپتاپ ۸ میلیونی؛ یعنی تقریبا همه‌ی گجت‌های دیجیتال. پس مشکل من گزینه‌های پیش رویم نیستند؛ مشکل، تصویری‌ست که من از گجت ایده‌آلم دارم.

ردیف اول: تلفن هوشمند

طبیعتا خیلی‎راحت تلفن هوشمند را از دایره‌ی انتخابم خارج می‌کنم. گوشی ۵٫۷ اینچی من شاهکار است؛ اما خب اصلا برای تایپ‌ کردن و مقاله‌ نوشتن نمی‌توانم رویش حساب باز کنم. گجت اصلی‌ام، نکسوس هواوی‌نشانم است، ولی برای کارم به گجت دومی احتیاج دارم. تبلت‌ها نمایشگر بزرگی دارند. خیلی‌هایشان کیبورد هم دارند.

ردیف دوم: تبلت کیبورددار

اگر بخواهم تبلت بخرم، دو راه پیش رویم است: یکی از آن ارزان‌های اندرویدی یا ویندوزی را بخرم؛ مثلا «ترنسفورمر بوک» ویندوزی. خوب است، اما با آن لبه‌های پهن دور نمایشگر چه کنم؛ چطور با طراحی قدیمی‌اش کنار بیایم. اگر هم سراغ یکی از اندرویدی‌های کیبورددار بروم، همه‌‌اش باید نگران آپدیت‌نشدنش باشم. پس یک‌راست می‌روم دنبال «سرفیس پرو» و «آیپد پرو».

راستش را بخواهید همیشه هر دوی‌شان را تحسین کرده‌ام. خیلی از دوستان و آشنایانم هم به پیشنهاد من پول‌شان را در جیب مایکروسافت و اپل ریخته‌اند؛ اتفاقا همه‌شان هم حسابی راضی‌اند. سرفیس را دوست دارم؛ محصولی‌ست به معنای واقعی بی‌نظیر. تجربه‌ی ویندوز ۱۰ روی مایکروسافتی‌ترین دستگاه دنیا، حقیقتا لذت‌بخش است. اما مشکل من با ویندوز: سرفیس پرو با آن ویندوز گران‌بهایش‌ کلی‌چیز به من می‌دهد که اصلا نیازشان ندارم. مثلا من که  یک مرورگر، یک ویرایشگر متن و یک ویرایشگر تصویر  کارم را راه می‌اندازد، چرا باید این محصول شگفت‌انگیز و گران‌قیمت را دنبالم این‌طرف و آن‌طرف ببرم (شما بخوانید تفکر مینیمالیستی). آیپد پرو هم …چرا دروغ، هیچ‌وقت وسوسه‌ی داشتن آیپد را نداشته‌ام؛ اما تا دلتان بخواهد آن را به دیگران پیشنهاد داده‌ام. هنوز هم فکر می‌کنم برای اکثر مردم، آیپد بهترین گزینه است.

ردیف سوم: لپتاب

اگر تبلت کیبورددار نخرم، می‌رسم به لپتاپ. لپتاپ‌ها هم، به‌خصوص ویندوزی‌هایشان، ژست مینیمال من را به هم می‌زنند! فقط فرق‌شان با سرفیس این است که با یک مشخصات فنی، اغلب ارزان‌ترند. همیشه لپتاپ‌های سبک را دوست داشته‌ام؛ مخصوصا خانواده‌ی محترم «زن‌بوک» را. اما چه کنم که ندایی از درون، گرچه اشتباه، مدام تاکید می‌کند که کانسپت لپتاپ دیگر کهنه شده است. از منی که واقعیت درونم بر مشاهدات بیرونم ارجح است، انتظار قبول اشتباه، آن‌هم از این نوع را نداشته باشید. دست و دلم به خرید لپتاپ نمی‌رود. بماند که همین چند ماه پیش، «مک‌بوک پرو» با آن «تاچ‌بار جذابش» داشت گولم می‌زد. البته مقاومت کردم! من که آیپد پروی دوست‌داشتنی را نخریدم، حالا بیایم مک‌بوک پرو بخرم؟

ردیف چهارم: کروم بوک

این‌یکی، بزرگ‌ترین وسوسه‌ی تاریخ گجتی بنده است! خیلی‌وقت است بدان چشم دارم. تقریبا هیچ‌کس این انتخاب فرضی مرا تا حالا تایید نکرده. اکثرا با این واکنش روبه‌رو می‌شوم: «مگر خل شده‌ای!» شاید حق داشته باشند؛ خرید کروم‌بوک، به‌خصوص آن‌هایی که در وطن یافت می‌شوند، تصمیمی غیرعادی است؛ گرچه من خریدارانش را تحسین می‌کنم. کروم‌بوک خوش‌قیمت است؛ از عهده‌ی وظیفه‌ای که متقبل شده هم خوب برمی‌آید. نه آپدیت عمده‌ای می‌خواهد و نه ادعای زیادی دارد. چرا که نه؟ هان! پس چرا هنوز شک دارم.

ردیف پنجم: لپتاپ توخالی

چرا باید یک دستگاه اضافه بخرم؟ من که همین‌الان یک تلفن هوشمند درست‎‌وحسابی دارم، اساسا چرا باید برای  پردازشگر یا حافظه پول اضافی بدهم. من در کنار گوشی‌ام و با توجه به پردازش سخت‌افزاری مورد نیازم، فقط یک کیبورد می‌خواهم و یک نمایشگر. شما بگویید یک لپتاپ توخالی! واقعا چرا شرکت‌های بزرگ، یک کیبورد ارگونومیک را با ظرافتی که همیشه ادعایش را دارند، به یک نمایشگر درخشان Full HD وصل نمی‌کنند و تمام! گوشی قدرتمند که هست؛ فقط باید آن را کنار «کیبورد/نمایشگر»م بگذارم و با کمترین هزینه و فضا، کامل‌ترین اکوسیستم مینیمال دنیا را تجربه کنم. مسخره است؟ ایسوس پیش‌تر کاری مشابه را با سری «پدفون» انجام داده بود. ایده‌ای که خوب بود، اما یا بازار آمادگی‌اش را نداشت یا شاید درست اجرا نشده بود.

با همه‌ی این‌ها، فعلا «لپتاپ توخالی» در صدر لیست گجت‌هایم قرار گرفته؛ دستگاه ارزان‌قیمت، خیالی و کمینه‌گرایانه‌ای که هنوز ساخته نشده و احتمالا قرار هم نیست ساخته شود.

‌‌اگر شما هم به این «پوچی فناورانه» برخورد کرده‌اید تجربیات‌تان را همین‌جا زیر همین پست با ما در میان بگذارید.

0 دیدگاه 74 بازدید 20
آیا شما هم به نویسندگی علاقه دارید؟

دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاهی ثبت نشده است.